سيد محمد كمره اى
106
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
انتيكه فروش رفته تا قريب ناهار نشسته صحبت نموديم . بعد به خانه آمده ناهار سبزىپلو و كوكو و گوشت خورده . احمد هم ناهار به جهت اسماعيل برده بود كه از آنجا به خانه عمهاش برود . بعد ننه اسماعيل به خانه مادر اعظام السلطان رفته من هم مشغول نوشتن كاغذ به كمره و بروجرد و سمنان شده ، چايى مىخوردم . مذاكرات شيخ ابو طالب تبريزى با كامران ميرزا آقا شيخ ابو طالب تبريزى با پسرش آمده اظهار داشت من منتخب شدم و رفتم كامران ميرزا را ديروز ديده گفتم بايد به روى به شاه بگويى كه هفتهاى دو مرتبه بايد بنشينى با چند نفر از دمكراتها در صلاح مملكتى صحبت نمايى . مطلب دويم آنكه مردم از شخص تو نفرت ندارند مبادا كارى بكنى كه زمان ورود ميرزا كوچك خان به طهران قزاقها دست بيرون بياورند و يك مطلب ديگر ، بنده كه نپسنديدم . در اين بين وقار الدوله با دو نفر ديگر كه آنها را اسما نمىشناسم آمده ، آنها هم مقدارى صحبت و يك رساله صلاح امروزه گرفته ، سه ربع به غروب رفته من هم كاغذها را برداشتم سوار واگون به ميدان توپخانه ، كاغذها را توى صندوق پست انداخته بهطرف شمس العماره آمده ، آقاى خلخالى [ را ] ديده قرار شد فردا ناهار بروم منزل ايشان و روز پنجشنبه آتيه ناهار منزل آقا سيد اسد الله زنوزى . محكوميت مصدق السلطنه و چند مدير ماليه قبل هم مشير اكرم را ديده عنوان داشت مصدق السلطنه محكوم شد به كسر مواجب سه ماه از قرار ثلث . فهيم الدوله و ترجمان الدوله ، به يك سال انفصال از ماليه و بعد از يك سال اگر داخل ماليه شدند انحطاط رتبه . مخبر همايون و ممتاز همايون به انفصال ابدى از ماليه . بعد بهسمت دكان كربلايى محمد ولى آمده با آقا ميرزا عباسقلى خان مبلغى صحبت تا ساعت دو از شب آقا ميرزا حاج آقا تشريف آورده قرار شد پسفردا شب اول مغرب تا ساعت دو از شب آنجا برويم . بعد خانه آمده شام سبزى چلو و كوكو بقيه ناهار را خورده خوابيدم . گفتند عصرى احمد آقاى شالفروش آمده بود . [ امور روزانه ] جمعه 16 جمادى الثانى . - صبح آقا ميرزا يحيى خان آمده اظهار عجز از اينكه نتوانستم كار شما را با آقاى حاج جلال لشكر اصلاح نمايم نمودم . بعد آقا ضياء